شانه یکی دیگه رو هم که برای گریه کردن داشته باشی
باز این تویی که باید زجه بزنی تا خنک شی
نمایش پستها با برچسب تزهای شاهانه. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب تزهای شاهانه. نمایش همه پستها
عشق
عاشقی کردن خانم ها مانند حقوق کارمندی است
حداقلی که همیشه درگیرش هستی
حداکثری که نوید از خبر های بد آینده دارد
حداقلی که همیشه درگیرش هستی
حداکثری که نوید از خبر های بد آینده دارد
بازی پلی استیشن روزی روزگاری
بعضی موقع ها زندگی مثل بازی های احمقانه کامپیوتری می شه
یعنی تا چیزی رو که می خواد یاد نگیری عمرا بذاره بری مرحله بعد
یا به عبارت ساده تر
دهنت رو می ... تا بری مرحله بعد
یعنی تا چیزی رو که می خواد یاد نگیری عمرا بذاره بری مرحله بعد
یا به عبارت ساده تر
دهنت رو می ... تا بری مرحله بعد
سایز صندلی های مترو
دو تا آدم بزرگ که مقابل هم بنشینند ، بالاخره یه جوری از پس هم بر می آن
اگر بدونی چه عذابی میکشه آدم بزرگی که یه فسقلی تو دست و پاش می لوله
اگر بدونی چه عذابی میکشه آدم بزرگی که یه فسقلی تو دست و پاش می لوله
شوهر کوپنی
تا زودتر سوار مترو می شی می گی «عمو هل نده ، مثه آدم سوار شو»
وقتی می خوای سوار شی و جا نیست هل می دی و می گی «یعنی ما نباید برسیم خونمون؟!»
وقتی تو صف ایستادی و می دونی بهت می رسه می گی « لطفا صف رو رعایت کنید»
وقتی می بینی تو صف بایستی چیزی بهت نمی رسه می گی «مثلا که چی ؟ یعنی اگر من دو دقیقه زودتر می رسیدم باید همه اش را چپو می کردم؟»
وقتی شوهر اولته در وصف زن دوم شوهرت می گی «زنیکه جن+ده شوهر حش+ری ما رو تور کرده»
وقتی زن دوم آقایی می گی «خب بابا مرد کم داریم تو این مملکت ، تازه کو تا شرایط ازدواج داشته باشن ، باید چی کار کنن امثال من؟ برن شوهر وارد کنن؟»
پ.ن: خدایی چرا همیشه فکر می کنی جزو ردیف اولی یا اینطور بگم تا حالا فکر کردی که یه روزی ممکنه تو ردیف دوم باشی؟
وقتی می خوای سوار شی و جا نیست هل می دی و می گی «یعنی ما نباید برسیم خونمون؟!»
وقتی تو صف ایستادی و می دونی بهت می رسه می گی « لطفا صف رو رعایت کنید»
وقتی می بینی تو صف بایستی چیزی بهت نمی رسه می گی «مثلا که چی ؟ یعنی اگر من دو دقیقه زودتر می رسیدم باید همه اش را چپو می کردم؟»
وقتی شوهر اولته در وصف زن دوم شوهرت می گی «زنیکه جن+ده شوهر حش+ری ما رو تور کرده»
وقتی زن دوم آقایی می گی «خب بابا مرد کم داریم تو این مملکت ، تازه کو تا شرایط ازدواج داشته باشن ، باید چی کار کنن امثال من؟ برن شوهر وارد کنن؟»
پ.ن: خدایی چرا همیشه فکر می کنی جزو ردیف اولی یا اینطور بگم تا حالا فکر کردی که یه روزی ممکنه تو ردیف دوم باشی؟
تحقیق ایرانی
در تحقیقی بر روی 100 نفر که برای آنها پنی سیلین تجویز شده بود ، بدون اطلاع این افراد، در دارو خانه ها بجای پنی سیلین گردی کاملا بی اثر به آنها تحویل داده شد
پس از یک هفته و با بررسی نتایج تحقیق معلوم گردید که 98 در صد از بیماران نیازی به تجویز پنی سیلین نداشته اند زیرا حال همگی آنها خوب بوده و در سلامت کامل به سر می برند
تنها کسانی که پنی سیلین لازم داشته اند دو تن با قیمانده بوده اند که یکی بر اثر بیماری فوت کرده و حال دیگری به شدت وخیم است
بالاخره پس از ماه ها تلاش با موفقیت 98 در صدی طرح و بر اساس آمار ثابت گردید که حذف پنی سیلین از جمع دارو های یارانه بگیر دولت کاملا مقرون به صرفه است حتی می توان پیشنهاد کرد با توجه به رقم نا چیز مرگ و میر که بر اثر کمبود پنی سیلین ممکن است روی دهد این دارو را کلا از بازار حذف و بودجه تولید و واردات آن را به موارد مهم تری اختصاص داد
پس از یک هفته و با بررسی نتایج تحقیق معلوم گردید که 98 در صد از بیماران نیازی به تجویز پنی سیلین نداشته اند زیرا حال همگی آنها خوب بوده و در سلامت کامل به سر می برند
تنها کسانی که پنی سیلین لازم داشته اند دو تن با قیمانده بوده اند که یکی بر اثر بیماری فوت کرده و حال دیگری به شدت وخیم است
بالاخره پس از ماه ها تلاش با موفقیت 98 در صدی طرح و بر اساس آمار ثابت گردید که حذف پنی سیلین از جمع دارو های یارانه بگیر دولت کاملا مقرون به صرفه است حتی می توان پیشنهاد کرد با توجه به رقم نا چیز مرگ و میر که بر اثر کمبود پنی سیلین ممکن است روی دهد این دارو را کلا از بازار حذف و بودجه تولید و واردات آن را به موارد مهم تری اختصاص داد
روند تکاملی توجیه
قبل از رنسانس: طرف عجب خریه
بعد از رنسانس: عجب آدم احساساتیه بی منطقیه
زمان حاضر : یک آدم فوق العاده اس ، یعنی یک پارچه انرژی مثبت
بعد از رنسانس: عجب آدم احساساتیه بی منطقیه
زمان حاضر : یک آدم فوق العاده اس ، یعنی یک پارچه انرژی مثبت
احساس
فکر می کنم
برای بعضی ها
توی زمان و مکان معین
حکم آیینه را دارم
اونا خودشون رو تو من می بینن
و من از دیدن اونا توی خودم لذت می برم
برای بعضی ها
توی زمان و مکان معین
حکم آیینه را دارم
اونا خودشون رو تو من می بینن
و من از دیدن اونا توی خودم لذت می برم
سیاست ایرانی
تو دانشگاه استاد ادبیاتی داشتیم که یکبار گوشش را بخاطر سیاسی حرف زدن ، پیچانده بودند
دوره دوره خاتمی بود و ما دانشجو ها راحت حرفمان را می زدیم
ولی نهایت انتقاد استاد این بود که بگوید:
- بابا اصلا من به سیاست کاری ندارم، کسی نیست که بگوید چرا نانی که می خریم باید خمیر بخوریم؟
آن سال ها جوان بودم و سری پر باد داشتم
حرف استاد را هم بی اهمیت تلقی می کردم
ولی امروز به نظرم آن حرف معنی دیگری هم می داد
و آن این است که
مایی که هنوز در تهیه نان شبمان مانده ایم ، سیاست برایمان امری فانتزی نیست؟!
دوره دوره خاتمی بود و ما دانشجو ها راحت حرفمان را می زدیم
ولی نهایت انتقاد استاد این بود که بگوید:
- بابا اصلا من به سیاست کاری ندارم، کسی نیست که بگوید چرا نانی که می خریم باید خمیر بخوریم؟
آن سال ها جوان بودم و سری پر باد داشتم
حرف استاد را هم بی اهمیت تلقی می کردم
ولی امروز به نظرم آن حرف معنی دیگری هم می داد
و آن این است که
مایی که هنوز در تهیه نان شبمان مانده ایم ، سیاست برایمان امری فانتزی نیست؟!
دو مرغابی در مه
هوا مه آلود است
ریه هایت را پر می کنی از از هوای تازه
جگرت حال می آید
بیشتر دقت می کنی
انگار مه نیست، بیشتر به گردو غباری می ماند که از عراق می آید
دیر یا زود
روزی می فهمی
اکسیژن بجای ریه هایت
در تصورات تو جاری است
ریه هایت را پر می کنی از از هوای تازه
جگرت حال می آید
بیشتر دقت می کنی
انگار مه نیست، بیشتر به گردو غباری می ماند که از عراق می آید
دیر یا زود
روزی می فهمی
اکسیژن بجای ریه هایت
در تصورات تو جاری است
دستگیری در مترو
اونهایی که تو مترو دستشون رو محکم به میله می گیرن تا رو کسی نیفتن ، اغلب کسانی که شل گرفتن می افتن روشون ، چون اگه اونها هم دستشون رو سفت بگیرن ، آدم های دیگه ای هستن که دستشون ...
پ.ن: دوست دارم عمه اون کسی رو که برای اولین بار دستش رو شل گرفت ...
پ.ن: دوست دارم عمه اون کسی رو که برای اولین بار دستش رو شل گرفت ...
اشتراک در:
پستها (Atom)